دربارهي واقعهي غدير، پرسش مهمّي كه در ذهن بسياري از افراد ايجاد ميشود، اين است كه آيا پرداختن به ماجراي غدير، فقط يك بحث تاريخي و نظري است كه بايد آن را به علاقهمندان و متخصّصان اين مباحث سپرد؟ و يا مشخّص شدن چگونگي و جوانب اين واقعه، در زندگي ما در اين روزگار و بعد از گذشت اين همه سال نيز مؤثّر و تعيينكننده است؟
در پاسخ به اين سؤال، توجّه به واقعيّت مهمّي، جهت سؤال را كاملاً تغيير ميدهد و پاسخ آن را ساده و در دسترس قرار ميدهد. آن واقعيّت اين است كه يك گفتار و يا كردار و به طور كلّي يك حركت، فقط به اين خاطر كه در يك ظرف زماني و مكاني رخ دادهاست، منحصر به آن زمان و مكان نميشود و اين موضوع، مانعي براي جاودانگي و عموميّتداشتن آن حركت و پيام نيست.
مثلاً، همهي اديان و مكاتب -كه امروزه مورد اعتقاد و معيار رفتارِ گروههاي مختلف هستند- يك سابقهي تاريخي دارند و در روزگار خاص و مكان خاصّي پديد آمدهاند. در عين حال، اين مطلب سبب نميشود كه ما آنها را به حوزهي علمِ تاريخ و كارشناسان اين علم بسپاريم و از حوزهي انديشه و زندگي امروزي خارجكنيم. وقتي به يك انسان صاحبِ عقل و فكر، آيين، گفتار يا رفتاري ارايه ميشود، به صِرف اينكه آن آيين در يك زمان و مكان خاصّي در تاريخ پديد آمدهاست، رهايش نميكند؛ بلكه به محتوا و پيام آن دقّت ميكند و آن را مورد بررسي و تأمّل قرار ميدهد.
لذا ميبينيم كه آنچه باعث جاودانگي و گستردگي و عموميّتپيداكردنِ حركت و حادثهاي ميشود، محتواي آن است. و طبعاً غدير هم از اين قاعده مستثنا نيست.
اينكه اين حادثه در زمان و مكاني دور رخداده، دليل نميشود كه اهميتي فراگير و هميشگي نداشتهباشد. ما بايد به محتـواي پيـام آن بپردازيم و بر اسـاس ميزان تأثير و حياتبخشي آن، اهمّيّتش را بسنجيم.
از مهمترين و اصليترين قسمتهاي واقعهي غدير، خطبهي پيامبر اكرم در آن روز است که مطالعهي آن، سِرِّ اهمّيّت بينظير و حياتبخشيِ جاودانهي آن را آشكار ميکند.
آن حياتبخشترين پيام، معرّفي مقام و جايگاهي است كه صاحبان آن، رهبر و هدايتگر مردم در زمانهاي مختلف هستند، که پيامبر در آن روز، ايشان را نه براي اولين بار، بلكه براي چندمين بار، البته با رسميترين و گستردهترين شكل، معرّفيفرمودند. اماماني كه همهي معارف ناب، و علم همهي تكاليف الهي در نزد آنان سپرده شدهاست. كساني كه برگزيدگان خدايند و به مدد مقام عصمتي كه از جانب خدا دارند، ميزان و معيار هر حق و حقيقتي ميباشند. لذا سعادت و نجات، تنها درگرو تبعيّت و اطاعت از ايشان است: حضرت عليّبنابيطالب و فرزندان ايشان تا امام دوازدهم، حضرت وليّعصر، كه پيامبر بارها در طول حياتشان از آنها نام بردند و مقام جانشيني و امامتشان را يادآور شدند.
( برگرفته از كتاب « بر آستانهي غدير » )
آن حياتبخشترين پيام، معرّفي مقام و جايگاهي است كه صاحبان آن، رهبر و هدايتگر مردم در زمانهاي مختلف هستند، که پيامبر در آن روز، ايشان را نه براي اولين بار، بلكه براي چندمين بار، البته با رسميترين و گستردهترين شكل، معرّفيفرمودند. اماماني كه همهي معارف ناب، و علم همهي تكاليف الهي در نزد آنان سپرده شدهاست. كساني كه برگزيدگان خدايند و به مدد مقام عصمتي كه از جانب خدا دارند، ميزان و معيار هر حق و حقيقتي ميباشند. لذا سعادت و نجات، تنها درگرو تبعيّت و اطاعت از ايشان است: حضرت عليّبنابيطالب و فرزندان ايشان تا امام دوازدهم، حضرت وليّعصر، كه پيامبر بارها در طول حياتشان از آنها نام بردند و مقام جانشيني و امامتشان را يادآور شدند.
( برگرفته از كتاب « بر آستانهي غدير » ) |