نسخه مناسب براي چاپ
Download كردن متن به‌صورت pdf
 

ده سال از هجرت پيامبر به مدينه مي‌گذشت.

در راه بازگشت از سفر حج، کاروان پيامبر همراه با جمعيت بسيار حاجيان، در بياباني به نام «غدير خم» توقف‌کردند.

نبي اکرم - سلام خدا بر او و خاندانش باد - از جانب خدا مأمورشده‌بودند، موضوعي بسيار مهم را براي مردم بازگو‌کنند.

اين خطابه را كه به «حديث غدير» معروف شده‌است، تاريخ‌نگاران مختلف و بسيار، نقل كرده‌اند.

و اما چه بود پيام خدا در غدير؛ كه از زبان پيامبر به‌سوي مردم همه روزگاران جاري‌گشت؟

رسول اكرم، بيست‌وسه سال براي هدايت مردم تلاش بسيار كردند و مي‌دانستند كه به‌زودي از ميان امت خويش، خواهندرفت. از اين‌رو نام آن سفر را «حجة الوداع» به معناي «آخرين حج»  گذاشتند.

نقش رسول خدا در ميان مردم به‌عنوان هدايت‌گر راه سعادت، تنها آورنده يك پيام، كه همان قرآن باشد، نبود. بلكه علاوه بر رساندن آن پيام، روشن‌كردن و توضيح آن را نيز را از جانب خدا، عهده‌دار بودند.

قرآن خود در جاهاي مختلف، اين جايگاه مهم پيامبر را، بيان كرده‌است. از آن جمله، در سوره مباركه نحل، آيه چهل و چهارم، آمده‌است:

وَ أنزَلنا إلَيكَ الذِّكرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إلَيهِم

« و ما قرآن را بر تو نازل‌كرديم؛ تا براي مردم آنچه را كه برايشان نازل‌شده، روشن‌كني و توضيح‌دهي. »

اين آيه به‌صراحت بيان مي‌كند كه قرآن نياز به شرح و توضيح دارد و در زمان حيات پيامبر، روشنگر و بيان‌كننده معارف قرآن، كسي جز پيامبر نبود.

اكنون كه پيامبر امت خويش را ترك مي‌كند، سؤال اين است كه روشنگر و توضيح‌دهنده قرآن كيست؟

رسول خدا خود در مواقع مختلف و بسيار در طول زندگي خويش، پاسخ اين سؤال را به امت خويش داده‌بودند. و از آن جمله، حديث مشهور «ثقلين» است كه فرمودند:

إنّي تارِكٌ فيكُم الثَّقَلَينِ، ما إن تَمَسَّكتُم بِهِما لَن‌تَضِلّوا، كِتابَ اللهِ وَ عِترَتي أهلِ‌‌بَيتي، وَ إنَّهُمّا لَن‌يَفتَرِقا حَتّي يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ

« در ميان شما دو گوهر گران‌بها به‌جا مي‌گذارم، كه اگر با هر دوي آنها همراه و متّصل باشيد، هيچ‌گاه گمراه نخواهيدشد. آن دو، كتاب خدا و خاندانم هستند؛ كه از هم جدايي ناپذيرند تا آنگاه كه در كنار حوض (در بهشت) بر من واردشوند. »

پيام غدير اين بود كه قرآن نياز به توضيح و تبيين دارد، و عترت پيامبر اين توضيح و تبيين را از جانب خدا عهده‌دارند؛ و مردم براي بهره‌مندي از راه هدايت به‌سوي آيين خدا، بايد اين هر دو ريسمان نجات الهي را دريابند و خويش را به هر دوي آنها بسپارند. اين دو گوهر گران‌بها، قرآن و عترت، جدايي ناپذيرند و هر يك با ديگري، وسيله نجات و سعادت انسان‌هستند.

و اگر به‌دقت به پيام خطابه غدير و حديث ثقلين بنگريم، مي‌بينيم كه در اين فرموده‌هاي پيامبر، علاوه بر بيان اصل حيات‌بخش «امامت»، تداوم امامت نيز رسانده شده‌است.

پيامبر در فرموده‌هاي مختلف خود، مانند آنچه در حديث ثقلين آمده‌است، همواره بر دو مطلب تأكيد فراوان كرده‌اند:

اول آن‌كه هدايت و نجات، فقط در گرو همراهي و پاجاي‌پا گذاشتن و دلدادگي به دو گوهر يگانه قرآن و امام است؛

و ديگر آنكه اين هر دو گوهرِ هدايت، تا روز رستاخيز، پابرجا هستند و همان‏گونه كه قرآن تا هميشه، راهبر و هادي است، همواره پيشوايي از خاندان پيامبر نيز وجود دارد كه رهبري و هدايت انسان‌ها را بر اساس آموزه‌هاي قرآن عهده‌دار است.

در روزگار ما نيز، يگانه راه رستگاري، دل‌سپردن به پيام پيامبر است؛ آن‌گاه كه در خطابه غدير فرمودند:

« اي مردم، بدانيد که آخرين راهنماي شما از خاندان ما، مهدي (عليه‌السلام) است؛

او ياري‌دهنده آيين خدا؛ و برگزيده و انتخاب‌شده از جانب خداوند است؛

بدانيد او است كه از جانب پروردگار پيام‌آور است و كارها به او سپرده شده‌است؛

حقيقت فقط در نزد او است و هيچ نوري نيست مگر در آستان او؛

او از جانب خدا، مولاي زمين است و او است آن‌كه از سوي خدا در ميان مردم حكم مي‌كند.»

و اينك شايسته است، كه ما نيز در روزگار خود، هر لحظه پيامِ از سرِ مهرِ پيامبر را به گوش جان بشنويم، و جان و دل به اين دو يادگار گران‌بهاي او بسپاريم.

خود را در پناه امام حاضر در ميانمان قرار دهيم؛

لحظه‌هاي زندگي خود را با خشنودي او كه نشان خشنودي خدا است بسنجيم؛

روشني راه رستگاري و خوشبختي خود را از او بخواهيم؛

و درمان دردها و چاره نيازهاي خود را در درگاه آن پدر مهربان بجوييم؛

كه او پناه امن خدا و جلوه‌گاه رحمت او است در ميان بندگان.

و رسم پيوند محبت و دل‌سپاري، آن است كه پيشاپيش خواسته‌هاي دل دوستداران، و سرآمد اشتياق و بي‌تابيشان، خواسته دل آسماني محبوب باشد.

آن خواسته‌اي كه همه پيامبران و بندگان شايسته خدا، مشتاق و بي‌تاب آن بوده و هستند:

زودتر فرا رسيدن وعده ترديدناپذير الهي:

روزگار گشايش؛

كه به‌اذن خدا و به‌دست آن پيشواي هميشه آرزوشده،

پرچم توحيد و بندگي، بر جان و دل همه انسان‌ها برافراشته مي‌شود؛

و عدل و داد، با همه زيبايي و شكوهش، زمين و زمان را سرشار مي‌كند.

ما شبي دست برآريم و دعايي بكنيم

غم هجران تو را چاره ز جايي بكنيم

دل بيمار شد از دست رفيقان مددي

تا طبيبش به سر آريم و دوايي بكنيم

 


 

مطالب مرتبط

خطابه غدير
مجموعه «بر آستانه غدير»
نمايشگاه «غدير پيام‌آور نور»
 
بازگشت