معرفي
 
 غدير و اختلاف اصحاب پس از پيامبر
  معرفي
  متن كامل
 غدير و موضع اميرالمؤمنين در عصر خلفا
  معرفي
  متن كامل
 غدير و جايگاه آن در روزگار ما
  معرفي
  متن كامل
 
 
برآستانه غدير
معرفي

« بر آستانه غدير » مجموعه‌اي است از سه گفتار با موضوع « غدير و امامت ».

در اين مجموعه، از بين موضوعات مختلف درباره رويداد غدير، كه رويدادي است پر اهميت و سرنوشت‌ساز در زندگي انسان، سه موضوع انتخاب شده‌است كه تأمل و بررسي آنها، ما را در شناخت دقيق‌تر وقايع آن روزگار و درك بهتر اهميت و حساسيت آن رويداد، ياري‌خواهدكرد.

در هر گفتار، ابتدا موضوع مورد بحث، در قالب پرسشي طرح‌شده، و سپس در ادامه، توضيحات و نكات بحث، آورده شده‌است.

همچنين در قسمت « معرفي » هر گفتار، موضوع طرح‌شده و توضيحات آن، به‌صورت خلاصه، جهت مروري گذرا بر مطلب، آورده شده‌است.

اميد است كه مطالعه اين مجموعه، گامي باشد در جهت شناخت حقايق عالم و كليدهاي رستگاري و نجات؛

و مايه خوشحالي است اگر دوستان عزيز، با نظرات و ديدگاه‌هاي خود، چراغ راه تهيه‌كنندگان اين مجموعه باشند.

 


 
گفتار اول
غدير و اختلاف اصحاب پس از پيامبر

معرفي

موضوعي كه در اين گفتار به آن خواهيم پرداخت، اين پرسش است كه اگر پيام غدير، يعني اعلام مقام جانشيني و امامت و ولايت اميرالمؤمنين توسط پيامبر به وضوح و تصريح و تأكيد فراوان گفته شده‌بود، پس چگونه شد كه اكثريت مسلمان‌ها از آن روي گردانده، سر به فرمان پيامبر گرامي اسلام نسپردند؟
چطور امكان دارد امامت و خلافت حضرت اميرالمؤمنين به صراحت در جمعيت عظيم مسلمانان بيان شود، و به فاصلة كوتاهي پس از آن، اكثريت مسلمانان و ياران پيامبر، آن را زير پا نهاده، به راهي ديگر بروند؟
در اين گفتار ابتدا پيش از پرداختن به پاسخ اين پرسش و تبيين اين چگونگي، به اين مطلب توجه خواهيم‌كرد كه وضوح و شفافيت كلام پيامبر در معرفي مقام امامت و خلافت حضرت علي، مطلبي است كه صفحه صفحة تاريخ و اقوال متعدد پيامبر اكرم در طول حياتشان به شهادت موافق و مخالف، گواه آن است و جاي ترديد ندارد.

سپس در ادامه گفتار اين مطلب توضيح داده خواهدشد كه سرپيچي مسلمانان از قول قطعي و روشن پيامبر دربارة مسألة خلافت و رهبري، و انحراف قافلة مسلمانان از مسيري كه پيامبر به روشني آن را بيان كرده بودند، مطلبي جديد و عجيب و غير قابل پذيرش نيست و در تاريخ اديان، مشابه اين حادثه به دفعات و به اشكال گوناگون ديده شده است.

و در قسمت پاياني گفتار، در عناويني، زمينه‌ها و علل و عوامل اين انحراف را بررسي‌خواهيم‌كرد، و خواهيم‌ديد كه چگونه بنيان انحراف و گمراهي پايه‌ريزي و تثبيت شد. انحراف و فتنه‌اي كه انسان را از مسير نجات و هدايت و سعادت خارج مي‌كند.

متن كامل ...


 
گفتار دوم
غدير و موضع اميرالمؤمنين در عصر خلفا

معرفي

در اين گفتار برآنيم تا دربارة پاسخ اين پرسش گفتگو كنيم كه آيا نحوة رفتار و موضع اميرالمؤمنين در روزگار خلفا، نشانة تأييد آنها و حمايت از خلافتشان و رضايت از وضع موجود نبود؟ اينكه ايشان هيچگاه دست به مبارزه و مخالفت آشكار نزدند و تلاشي در جهت براندازي خلافت آنها و تغيير حكومت انجام ندادند، بلكه در مقابل، در مواقعي ياريشان نيز مي‌كردند و گره از مشكلاتشان مي‌گشودند، دليل همراهي و موافقت ايشان با شرايط موجود نبود؟

جهت روشن شدن پاسخ اين سؤال، در دو عنوان كلي سخن خواهيم گفت. نخست اينكه در اين سؤال، پيش‌فرضي وجود دارد و آن اينكه اميرالمؤمنين هيچگاه، هيچ مخالفتي با خلافت خلفا نداشتند و هيچ تلاشي در جهت منحرف نشدن جانشيني پيامبر از خودشان به ديگران انجام ندادند و هيچگاه اعتراضي و شكوه‌اي در برابر وضع موجود نداشتند.

در پاسخ اين پرسش نخست خواهيم‌ديد كه اين پيش‌فرض، يعني اين‌كه اميرالمؤمنين هيچگاه، هيچ مخالفتي با خلافت خلفا نداشتند و هيچ تلاشي در جهت منحرف نشدن جانشيني پيامبر از خودشان به ديگران انجام ندادند و هيچگاه اعتراضي و شكوه‌اي در برابر وضع موجود نداشتند، مطلبي درست نمي‌باشد، بلكه مروري بر صفحات تاريخِ پس از رحلت پيامبر، سراسر نشان از آن دارد كه حضرت اميرالمؤمنين  همواره تأكيد داشتند و يادآور مي‌شدند كه جانشيني پيامبر و رهبري مردم، مقامي است كه از جانب خدا براي آن حضرت تعيين شده و در امري كه خدا و رسولش معين كرده‌اند، انتخاب ديگران، درست و پذيرفته نمي‌باشد. و ايشان در طول حياتشان، همواره درباره اين يگانه راه هدايت و نجات سخن مي‌گفتند و نارضايتي و مخالفت خود را نسبت به انحراف ايجادشده و خلافت خلفا بيان مي‌كردند. و اين حقيقتي است كه صفحات و حوادث تاريخ، به روشني گواهي مي‌دهند و چاره‌اي جز پذيرش آن باقي نمي‌گذارند.

و در ادامه به توضيح اين مطلب خواهيم‌پرداخت كه، اقدام‌نكردن حضرت در جهت قيام و براندازي و تغيير حكومت، و كمك‌هاي آن حضرت به دستگاه حاكم، براي خود دلايل روشني دارد كه به آنها اشاره‌خواهيم‌كرد. و در نتيجه اينها هيچكدام دليلي بر تأييد و رضايت آن حضرت و موافقت و همراهيشان با خلافت خلفا ‌نبوده‌‌است.

متن كامل ...


 
گفتار سوم
غدير و جايگاه آن در روزگار ما

معرفي

در اين گفتار برآنيم تا پاسخ اين پرسش و ابهام را روشن‌كنيم كه آيا پرداختن به ماجراي غدير، فقط يك بحث تاريخي و نظري است كه بايد آن را به علاقمندان و متخصصان اين مباحث سپرد؛ و يا مشخص شدن چگونگي و جوانب ماجراي آن، در زندگي ما در اين روزگار و پس از گذشت اين همه سال نيز، مؤثر و تعيين كننده است؟

چرا كه در نگاه و بيان بسياري، اين رويداد مانند بسياري از وقايع ديگر تاريخ، يك سرگذشت تاريخي مربوط به بيش از هزار سال پيش مي‌باشد، كه البته آشنا شدن با حقايق و جزئيات آن، در حوزه علم تاريخ ارزشمند و مهم است، اما دامن زدن به آن در سطح عموم و پرداختن و وقت گذاشتن همه مردم براي آن، با وجود اين همه مسائل و مشكلات مهم، به دور از تدبير و انصاف است.

براي روشن‌شدن پاسخ اين پرسش، ابتدا به اين نكته توجه‌خواهيم‌كرد كه هر اعتقاد و مكتب و ديني كه مورد پذيرش، و معيار عمل براي گروه‌هاي مختلف است، به ناچار در بستري از تاريخ و در زمان و مكاني معين پديدار گشته‌است؛ و اين مطلب مانعي براي اهميت وجاودانگي آن نمي‌باشد. بلكه آن‌چه ميزان اهميت و گستردگي و جاودانگي يك حركت و پيام را روشن مي‌كند، محتواي آن است. لذا اين توجه و تذكر، جهت نگاه و بررسي را تغيير داده، به سمت محتواي واقعة غدير، يعني خطبة پيامبر‌اكرم در آن روز، معطوف مي‌كند؛ در نتيجه هر صاحب انديشه‌اي كه با اين واقعة تاريخي و بزرگ روبرو مي‌شود، خود را ملزم مي‌داند كه فرموده‌هاي پيامبر‌اكرم را ببيند و بخواند، و بر اساس آن دربارة اهميت و حساسيت واقعه و پيام آن قضاوت‌كند.

همچنين در قسمتي از خود خطبه، تأكيد فراوان صاحب خطبه را بر اهميت آن پيام و حرف خواهيم‌ديد؛ و تأكيدشان بر اين مطلب كه اين پيام بايد به همة مردم در همة مكان‌ها و همة زمان‌ها رسانده‌شود.

و در ادامه با مرور قسمت‌هايي از خطبه، سرّ اين همه تأكيد پيامبر را بر اهميت و حساسيت آن محتوا خواهيم‌يافت. پيامبر در آن روز، نه براي اولين بار، بلكه براي چندمين بار در طول حيات خود، البته اين بار با رسمي‌ترين و گسترده‌ترين شكل خود، مقام و جايگاهي را به همگان اعلام كردند كه صاحبان آن مقام و جايگاه، پس از ايشان، جانشينان او و صاحبان علم او و برگزيدگان خدا و داراي مقام عصمت و شايستة رهبري و امامت خواهند بود، و سعادت تنها در پي اطاعت آنها و پذيرش امامت و ولايت ايشان، به دست مي‌آيد.

و پيامبر در آن روز براي چندمين بار، نخستين وصي و جانشين خود را به مردم معرفي كرده و از آنها بر اين امر مهم، بيعت گرفتند. و اين است سرّ آن كه اين اعتقاد و باور، از همة باورها مهم‌تر و اساسي‌تر، و روز اعلان رسمي چنين اعتقاد و باوري، از همة اعياد، فرخنده‌تر و بزرگ‌تر و جاودانه‌تر است.

متن كامل ...


 
بازگشت