حضرت مهدي ‏عليه‌السلام ‏در قرآن و ديگر كتب آسماني
 
مقدمه
پيامبر اكرم ‏صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم‏ بارها فرموده‏اند كه:
«على ‏عليه‌السلام ‏با قرآن است و قرآن با على‏ عليه‌السلام ‏است. اين دو را جدايى نيست تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.»
امروزه ميراث‏دار علوم حضرت اميرالمؤمنين على‏ عليه‌السلام و ثقل قرآن و قرآن ناطق، امام زمان ‏عليه‌السلام‏است و بر ماست كه علاوه بر رجوع به فرمايشات پيامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ‏و احاديث منقول از اهل بيت‏ عليهم‌السلام ‏در جهت تعميق بيش‏تر آيات قرآن به وجود مسعود و مقدّس حضرت ولىّ‏عصر عليه‌السلام‏ نيز متوسّل‌شويم و از ايشان در اين جهت مدد بخواهيم.
بدين شكل «تدبّر در قرآن» كه يكى از آداب مهمّ قرائت قرآن است با مطالعه‏ى احاديث مربوط به آن آيات مى‏تواند محقّق شود.
در اين بخش مخاطبين با آيه‏هايى از قرآن آشنا خواهيم‌شد كه درباره‏ى امام زمان ‏عليه‌السلام‏ مى‏باشند.
آشنايى با اين آيات به ما مى‏آموزد كه موضوع امامت بالاخص «مهدويّت» و «مهدى» ريشه در قرآن كريم دارد.
آيات مورد اشاره به هم‏راه يك يا چند حديث كه اشاره‏ى تفسيرى به آن آيات دارد، آورده شده‌اند.
شايسته است كه كه اين آيات را به نيابت از امام عصر عليه‌السلام بخوانيم و اين هديه‏ى معنوى را تقديم آن بزرگوار نماييم تا موجب جلب توجّه حضرتش را فراهم نمايد.
در انتهاى اين بخش به موضوع مهدويّت در ديگر كتب آسمانى نيز به اختصار اشاره شده است تا با اصالت مهدويّت در اديان الاهى نيز آشنا شويم.
بالاي صفحه
 
 
امام عصر در قرآن
1- سوره مباركه آل عمران، آيه ‌201
2- سوره مباركه نساء، آيه 60
3- سوره مباركه نساء، آيه 70
4- سوره مباركه اعراف، آيه 128
5- سوره مباركه انفال، آيه 40
6- سوره مباركه توبه، آيه 34
7- سوره مباركه يونس، آيه 21
8- سوره مباركه ابراهيم، آيه 6
9- سوره مباركه حجر، آيه 37 تا 39
10- سوره مباركه إسراء، آيه 82
11- سوره مباركه انبياء، آيه 106
12- سوره مباركه نمل، آيه 63
13- سوره مباركه قصص، آيه 6
14- سوره مباركه حديد، آيه 18
15- سوره مباركه بينة، آيه 6
بالاي صفحه
 
 

1- سوره مباركه آل عمران، آيه ‌201

«اى كسانى‏كه ايمان آورده‏اند! شكيبايى ورزيد و يك‏ديگر را به صبر وا داريد و بپيونديد و خداترسى پيشه سازيد؛ باشد كه رستگار شويد.»

تفسير آيه

امام باقر عليه‌السلام حضرت ‏درباره‏ى فرموده‏ى خداى (عزّ و جلّ): «(اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد) صبر كنيد و يك‏ديگر را به صبر واداريد و بپيونديد» فرمودند:
« بر اَداى فرايض صبر كنيد و با دشمنتان پاى‏دارى كنيد و با امامتان {كه انتظارش را داريد} بپيونديد. »
بالاي صفحه
 
 
2- سوره مباركه نساء، آيه 60

« اى كسانى‏كه ايمان آورده‏ايد، خدا را اطاعت كنيد و پيغمبر را اطاعت كنيد و نيز اولى‏الأمر از خودتان را. »

تفسير آيه
جابربن‏عبداللَّه انصارى مى‏گويد: هنگامى كه خداوند عزّ و جلّ بر پيامبرش حضرت محمّد صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم‏اين آيه را نازل كرد: «اى كسانى كه ايمان آورديد، خدا را اطاعت كنيد و پيغمبر را اطاعت كنيد و نيز اولى‏الأمر از خودتان را»، عرض كردم: يا رسول اللَّه، خدا و رسولش را شناختيم. اولى‏الأمر كه خداوند اطاعتشان را به طاعت شما مقرون ساخته است كيان‏اند؟
آن‏حضرت كه‏ سلام ‏و درود خدا بر او باد فرمود: «اى جابر! آنان خلفاى من و امامان مسلمين پس از من‏اند. اوّلشان علىّ‏بن‏ابى‏طالب است، سپس حسن، سپس حسين، سپس علىّ‏بن الحسين، سپس محمّدبن‏على كه در تورات به باقر معروف است و تو اى جابر او را درك خواهى كرد. پس هرگاه او را ملاقات كردى، سلام مرا به او برسان. پس از او، صادق جعفربن‏محمّد، سپس موسى‏بن‏جعفر، سپس علىّ‏بن‏موسى، سپس محمّدبن‏على، سپس علىّ‏بن‏محمّد، سپس حسن‏بن‏على، سپس هم‏نام و هم‏كنيه‏ام حجّت خدا در زمين و بقيّةاللَّه در ميان بندگانش فرزند حسن‏بن‏على، آن‏كه خداوندى كه يادش متعالى است (به دستان او) خاوران (و باختران) زمين را فتح خواهدكرد؛ آن‏كه از شيعيان و دوستانش غيبتى خواهد داشت كه در زمان غيبتش، بر اعتقاد به امامتش ثابت نمى‏ماند مگر كسى كه خداوند دلش را براى ايمان آزموده باشد.»
جابر گويد: (به آن‏حضرت) عرضه‌داشتم: يا رسول اللَّه، آيا شيعيانش را نفعى از او در زمان غيبت هست؟ فرمود: «آرى؛ سوگند به آن‏كه مرا به پيغمبرى مبعوث ساخت، آن‏ها در عصر غيبت، به نور او روشنايى مى‏گيرند و به ولايت او نفع مى‏برند؛ هم‏چنان‏كه مردم از نور خورشيد سود مى‏برند؛ گرچه ابرى آن را بپوشاند. اى جابر، اين از مكنون سرّ الاهى و مخزون علم اوست، آن را جز از اهلش مخفى بدار.»
بالاي صفحه
 
 
3- سوره مباركه نساء، آيه 70

«و هر كه خدا و رسول را اطاعت كند، پس آنان البتّه با پيغمبران و صدّيقان و شهيدان و نيكوكاران كه خداوند نعمتش را بر ايشان كامل گردانيده است (محشور) خواهند بود و (اينان) چه نيكو هم‏راهانى‏اند!»

تفسير آيه

امام صادق‏ عليه‌السلام فرمودند: «{مراد از} «نبيّين» رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌‌وآله‌وسلم ‏است و «صدّيقان» على ‏عليه‌السلام ‏و «شهيدان» حسن و حسين و «صالحان» ائمّه ‏عليهم‌السلام، و «هم‏راهان» قائم از آل محمّد عليهم‏الصَّلاةوالسَّلامُ.»

بالاي صفحه
 
 
4- سوره مباركه اعراف، آيه 128

« موسي به قوم خود گفت: از خداوند يارى بخواهيد و صبر پيشه كنيد؛ به‏درستى‏كه زمين از آنِ خداوند است؛ آن را به هركس از بندگانش كه خواهد، به ارث دهد و سرانجامِ كار تنها از آنِ تقوىپيشگان است.»

تفسير آيه
امام باقر عليه‌السلام‏ فرمودند كه در كتاب حضرت امير صلوات‏اللَّه‏عليه چنين يافتيم:
{در اين آيه} «موسى به قوم خود گفت: از خداوند يارى بخواهيد و صبر كنيد. به‏درستى‏كه زمين ازآنِ خداوند است؛ آن را به هركس از بندگانش كه خواهد به ارث دهد و سرانجامِ كار تنها از آنِ تقوي‌پيشگان است»، منظور، من و خاندانم است كه (خداوند) زمين را به ما واگذارده‌است و ماييم متّقيان و سراسر زمين از آنِ ماست. پس هر كه از مسلمانان زمينى را احيا كرد بايد كه آن را معمور بدارد و خَراج آن را به امامى كه از اهل‏بيت من است بپردازد و هر چه از آن برداشت كند، براى او خواهد بود.
(پس اگر آن را رها يا خراب كند و مسلمانى ديگر پس از اِعراض او، آن را بگيرد و آباد و احيا كند، نسبت به آن زمين از كسى كه آن را ترك گفته شايسته‏تر خواهد بود. وى خراجش را به امام از خاندان من بپردازد و آن‏چه به‏دست مى‏آورد از آنِ او خواهد بود) تا آن‏گاه كه قائم از خاندانم‏ عليه‌السلام ‏با شمشير به‏پا خيزد. پس آن زمين‏ها را تصرّف كند و نگاه دارد و آن‏ها را از آن اخراج كند هم‏چنان‏كه رسول‏خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم زمين‏ها را تصرّف فرمود و از نابودى بازداشت مگر زمين‏هايى كه در اختيار شيعيان ما باشد كه {حضرت قائم‏ عليه‌السلام} با خود ايشان قرار گذارد و زمين را در دستشان وا نهد.
بالاي صفحه
 
 
5- سوره مباركه انفال، آيه 40

« و با آنان {كافران و معاندان} نبرد كنيد تا اين‏كه هيچ فتنه و فسادى بر جاى نماند و تمام دين ازآنِ خدا شود.»

تفسير آيه
امام باقر عليه‌السلام فرمودند:
«از پدرم راجع به فرموده‏ى خداوند: «با مشركان همه متّفقاً نبرد كنيد؛ هم‏چنان‏كه آنان همگى با شما به جنگ مى‏پردازند، تا آن‏جا كه هيچ‏گونه فتنه و فسادى نماند و همه آيين خداپرستى پيشه كنند» سؤال شد. فرمودند: (همانا) تأويل اين آيه نيامده‌است و اگر قائم ما عليه‌السلام ‏به‏پا خيزد، آن‏هنگام كسى كه دورانش را درك كند آن‏چه را از تأويل اين آيه رخ مى‏دهد خواهد ديد و همانا دين حضرت محمّدصلي‌الله‌عليه‌‌وآله‌وسلم ‏به هر كجا كه شب رسد، {كنايه از همه جاي گيتي} خواهد رسيد تا آن‏جا كه همان‏طور كه خداوند فرمود هيچ شركى بر پشت زمين بر جاى نخواهد ماند.»
بالاي صفحه
 
 
6- سوره مباركه توبه، آيه 34

« اوست خدايى كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه‏ى دين {و تمامى كيش‏ها چيرگى دهد و} آشكار سازد؛ هر چند مشركان اين امر را اكراه دارند.»

تفسير آيه (1)
حضرت امام صادق‏ عليه‌السلام‏درباره‏ى فرموده‏ى خداى عزّ و جلّ : «اوست خدايى كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه‏ى دين {و تمامى كيش‏ها} آشكار سازد؛ هر چند مشركان اين امر را اكراه دارند» فرمود:
«به خدا سوگند، تأويل آن هنوز نازل نشده‌است و تأويل آن نازل نخواهد شد تا اين‏كه قائم‏ عليه‌السلام ‏به‏پا خيزد. چون قائم‏ عليه‌السلام ‏خروج كند، هيچ كافر به خداى عظيم و هيچ مشرك به امامت باقى نماند مگر اين‏كه خروج او را نخواهد تا جايى كه اگر كافر يا مشركى در دل سنگى {مخفى} باشد، آن سنگ {به زبان آمده} خواهد گفت: اى مؤمن، در دل من كافرى هست. مرا بشكن و او را به قتل رسان.»

تفسير آيه (2)

حضرت امام صادق ‏عليه‌السلام‏ {درباره‏ى اين آيه}: «اوست خدايى كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه‏ى دين {و تمامى كيش‏ها} آشكار سازد؛ هر چند كه مشركان اين امر را اكراه دارند» فرمودند:
«هرگاه حضرت قائم‏ عليه‌السلام ‏به‏پا خيزد، هيچ شريك‏پندارى براى خداوندِ با عظمت و هيچ كافرى باقى نماند مگر اين‏كه خروج او را نخواهد.»
بالاي صفحه
 
 
7- سوره مباركه يونس، آيه 21

«و {كافران} گويند: چرا آيتى از پروردگارش بر او نازل نمى‏شود؟ بگو: همانا غيب مخصوص خداوند است. پس منتظر باشيد كه من به هم‏راه شما از منتظران‏ام.»

تفسير آيه

از امام صادق‏ عليه‌السلام‏درباره‏ى فرموده‏ى خداى عزّ و جلّ : «الم، اين كتاب هيچ ترديدى در آن نيست هدايتگر پرواپيشگان است، كسانى‏كه به غيب ايمان آورند» پرسيده‌شد، فرمودند:
«پارسايان، شيعيان على ‏عليه‌السلام‏اند و غيب همان حجّت قائم است. گواه اين {مطلب} سخن خداوند است: «و {كافران} گويند: چرا آيتى از پروردگارش بر او نازل نمى‏شود؟ بگو: همانا غيب مخصوص خداوند است. پس منتظر باشيد كه من به هم‏راه شما از منتظران‏ام»
بالاي صفحه
 
 
8- سوره مباركه ابراهيم، آيه 6

« و روزهاى خداوند را به يادشان آور.»

تفسير آيه (1)

حضرت امام باقر عليه‌السلام‏ مى‏فرمودند:
« ايّام (=روزهاى) خداى عزّوجلّ سه روز است: روزى كه حضرت قائم‏ عليه‌السلام قيام خواهدكرد و روز رجعت و روز قيامت.»
بالاي صفحه
 
 
9- سوره مباركه حجر، آيه 37 تا 39

«{ابليس} گفت: خداوندگارا، پس مرا تا روزى كه خلايق برانگيخته شوند مهلت ده. )خداوند) فرمود: البتّه تو از مهلت‏داده‏شدگان‏اى؛ تا به روز و هنگام معيّن و معلوم.»

تفسير آيه

وَهْب‏بن‏جُميع مي‌گويد: از حضرت صادق‏ عليه‌السلام‏ درباره‏ى گفته‏ى ابليس پرسيدم كه: «پروردگارا، پس مرا تا روزى كه خلايق برانگيخته شوند مهلت ده. خداوند فرمود: البتّه تو از مهلت‏داده‏شدگان‏اى تا به روز معيّن و معلوم» آن چه روزى خواهد بود؟ فرمودند:
«اى وهْب، گمان مى‏كنى آن روزى است كه خداوند مردمان را برمى‏انگيزد؟! (خير) خداوند او را تا روزى مهلت داد كه خداى -عزّ و جلّ- قيام‏كننده‏ى ما را برانگيزد. {موى} پيشانى او را مى‏گيرد و وى را گردن مى‏زند. آن {روز} روز وقت معلوم است.»
بالاي صفحه
 
 
10- سوره مباركه إسراء، آيه 82

« و بگو: حق آمد و باطل نابود شد كه همانا باطل محوشدنى است.»

تفسير آيه

حضرت امام باقر عليه‌السلام درباره‏ى فرموده‏ى خداى عزّ و جلّ : «و بگو: حق آمد و باطل نابود شد كه همانا باطل محوشدنى است» فرمودند:
«هرگاه قائم‏ عليه‌السلام ‏به‏پا خيزد، دولت باطل از ميان خواهد رفت {و زايل خواهد گشت}.»
بالاي صفحه
 
 
11- سوره مباركه انبياء، آيه 106

« و به راستى كه ما پس از نوشتن در ذكر {تورات يا كتاب‏هاى آسمانى}، در زبور نيز نگاشتيم كه البتّه بندگان صالح من زمين را به ارث خواهند برد.»

تفسير آيه (1)

حضرت امام باقر عليه‌السلام فرمودند:
«اين‏كه خداى عزّ و جلّ فرموده است: «البتّه بندگان صالح من زمين را به ارث خواهند برد» آنان اصحاب حضرت مهدى‏ عليه‌السلام ‏در آخرالزّمان‏اند.»
بالاي صفحه
 
 
12- سوره مباركه نمل، آيه 63

« يا كيست {جز خداوند} آن كه دعاى مضطرّ را به اجابت رساند و رنج و غم را برطرف سازد و شما را جانشينان زمين قرار دهد؟»

تفسير آيه (1)

حضرت امام صادق‏ عليه‌السلام‏ فرمودند:
«هرگاه قائم‏ عليه‌السلام ‏خروج كند، به مسجدالحرام داخل مى‏گردد. پس روى به قبله به مقام پشت مى‏كند. سپس دو ركعت نماز مى‏گزارد. آن‏گاه به‏پا مى‏خيزد و مى‏گويد: اى مردم! من نزديك‏ترينِ مردمان به آدم‏ عليه‌السلام ‏ام. اى مردم! من نزديك‏ترين مردمان به ابراهيم‏ عليه‌السلام ‏ام. اى مردم! من نزديك‏ترين مردمان به اسماعيل‏ عليه‌السلام ‏ام. اى مردم! من نزديك‏ترين مردمان به محمّدصلي‌الله‌عليه‌‌وآله‌وسلم ‏ام.
سپس دست‏هايش را به‏سوى آسمان برمى‏دارد و دعا و تضرّع مى‏كند تا اين‏كه به رو درمى‏افتد و اين است {معنى} فرموده‏ى خداى عزّ و جلّ : «يا كيست آن كه دعاى مضطرّ را به اجابت رساند و رنج و غم را برطرف سازد و شما را جانشينان زمين قرار دهد؟ آيا خدايى جز خداى يكتا هست؟! اندكى از شما متذكّر اين حقيقت مى‏شويد!».»

تفسير آيه (2)

حضرت امام باقر عليه‌السلام ‏راجع به قول خداى عزّ و جلّ : «يا كيست آن كه دعاى مضطرّ را به اجابت رساند؟» فرمودند:
«اين {آيه} درباره‏ى قائم از آل‏محمّدعليهم السلام‏نازل شده است. هرگاه كه خروج كند، دستار بر سر بندد و در كنار مقام {ابراهيم} نماز گزارد و به درگاه پروردگارش تضرّع نمايد. پس هيچ پرچمى از او {شكست‏خورده} بازنگردد.»

تفسير آيه (3)

حضرت امام صادق ‏عليه‌السلام‏ فرمودند:
«{اين آيه} درباره‏ى قائم از آل‏محمّدعليهم السلام‏نازل شد. اوست به خدا سوگند آن مضطرّ؛ هنگامى كه در مقام {ابراهيم} دو ركعت نماز گزارد و خداوند را بخواند. پس {حق} او را اجابت مى‏فرمايد و ناپسند را {از وى} برطرف مى‏سازد و او را در زمين خليفه قرار مى‏دهد.»

تفسير آيه (4)

حضرت امام باقر عليه‌السلام ‏ فرمودند:
«صاحب اين امر در يكى از اين درّه‏ها و با دست به سوى ذى‏طوى اشاره كرد غيبتى خواهد داشت تا هنگامى‏كه خروجش نزديك باشد. خدمت‏كار مخصوصش مى‏آيد تا بعضى از اصحاب آن‏حضرت را ملاقات كند. مى‏گويد: شما در اين‏جا چند نفريد؟ مى‏گويند: حدود چهل مرد. مى‏گويد: اگر صاحبتان را ببينيد، چه خواهيد كرد؟ گويند: به خدا سوگند، اگر {ما را} به از جاى كندن كوه‏ها فرا خواند، با او هم‏راهى كنيم. سپس فرداى آن روز {سال بعد؟} به نزدشان مى‏آيد و مى‏گويد: از بزرگان و نيكانتان ده نفر را برگزينيد. پس ده تن را انتخاب مى‏كنند و او آنان را هم‏راه خود مى‏برد تا اين‏كه صاحبشان را مى‏بينند و آن‏ها را به شب بعد وعده مى‏دهد.»
سپس حضرت امام باقر عليه‌السلام ‏فرمود: «به خدا سوگند گويى او {قائم ‏عليه‌السلام} را مى‏بينم كه به حجَرِ اسود تكيه داده از خداوند حقّش را مطالبه مى‏كند. سپس مى‏گويد:
اى مردم! هر كس درباره‏ى خداوند با من گفت‏وگو دارد، پس من‏ام اولى به خداوند. اى مردم! هر كس درباره‏ى آدم با من مُحاجّه دارد، پس من‏ام نزديك‏ترينِ كسان به آدم‏ عليه‌السلام . اى مردم! هر كس درباره‏ى نوح با من محاجّه دارد، پس من‏ام نزديك‏ترين افراد به نوح‏ عليه‌السلام . اى مردم! هر كس درباره‏ى ابراهيم با من بحث دارد، پس من‏ام نزديك‏ترين كسان به ابراهيم‏ عليه‌السلام . اى مردم! هر كس درباره‏ى موسى با من بحث دارد، پس من‏ام نزديك‏ترين كسان به موسى‏ عليه‌السلام . اى مردم! هر كس راجع به عيسى با من محاجّه دارد، پس من‏ام نزديك‏ترين مردمان به عيسى‏ عليه‌السلام . اى مردم! هر كس درباره‏ى حضرت محمّد صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم‏با من محاجّه كند، پس من‏ام نزديك‏ترين افراد به محمّد. اى مردم، هر كس درباره‏ى كتاب خدا با من محاجّه نمايد، پس من‏ام نزديك‏ترين مردمان به كتاب خدا.
آن‏گاه به‏سوى مقام ابراهيم مى‏رود و در آن‏جا دو ركعت نماز مى‏گزارد و حقّ خود را از خداوند مى‏طلبد.»
سپس امام باقر عليه‌السلام‏فرمودند: «و اوست به خدا سوگند آن مضطرّى كه خداوند (درباره‏اش) مى‏فرمايد: «يا كيست آن كه دعاى مضطرّ را به اجابت رساند و رنج و غم را برطرف سازد و شما را جانشينان زمين قرار دهد؟».»
بالاي صفحه
 
 
13- سوره مباركه قصص، آيه 6

«و ما اراده داريم بر آنان‏كه در زمين مستضعف شدند، منّت گذاريم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم»

تفسير آيه

سلمان مي‌گويد كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم‏ به من فرمود:
«خداوند تبارك و تعالى هيچ پيغمبر و رسولى را مبعوث نفرمود؛ مگر اين‏كه دوازده نقيب برايش قرار داد.» عرض كردم: يا رسول اللَّه (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم)، اين را از اهل دو كتاب {يهوديان و مسيحين} دانسته بودم.
فرمود: «اى سلمان، آيا دانسته‏اى كه نقباى من كيان‏اند و آن دوازده تنى كه خداوند آنان را براى امّت پس از من برگزيده چه كسانى‏اند؟» عرضه داشتم: خدا و رسولش داناترند.
فرمود: «اى سلمان، خداوند مرا از برگزيده‏ى نورش آفريد و دعوت‏ام كرد. پس او را اطاعت كردم و از نور من على‏ عليه‌السلام ‏را آفريد و دعوت‏اش فرمود. پس على او را اطاعت كرد و {از من} و از نور على، فاطمه‏عليها السلام‏را خلق و او را دعوت فرمود كه از او اطاعت كرد و از من و از على و فاطمه، حسن‏ عليه‌السلام ‏را آفريد. پس فراخواندش كه دعوت خداوند را پذيرفت و از من و از على و فاطمه، حسين‏ عليه‌السلام ‏را آفريد و او را فراخواند كه دعوت او را اطاعت كرد.
سپس ما را به پنج اسم از نام‏هاى خود ناميد: خداوند محمود است و من محمّد و خداوند علىّ است و اين‏هم علىّ‏بن‏ابى‏طالب و خداوند فاطر است و اين فاطمه و خداوند احسان است و اين حسن و خداوند محسن و اين هم حسين است. آن‏گاه از ما و از نور حسين، نُه امام آفريد و ايشان را دعوت فرمود كه اطاعت‏اش كردند. پيش از آن‏كه خداوند آسمانى بنا كرده و زمينى گسترانيده باشد و فرشته‏اى يا بشرى را {غير از ما} خلق كند، نورى بوديم و خداى را تسبيح مى‏گفتيم و از او مى‏شنيديم و اطاعت مى‏نموديم.«
سلمان گويد: عرضه داشتم: اى رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم)، پدر و مادرم فدايتان باد! كسى كه ايشان را بشناسد، چه پاداشى خواهد داشت؟ فرمود:
«اى سلمان، هر كس آنان را به راستى بشناسد و ايشان را الگوى خود قرار دهد و دوستانشان را دوست بدارد و از دشمنانشان بيزارى جويد، چنين كسى به خدا سوگند از ما خواهد بود. هر كجا وارد شويم، او نيز وارد خواهد شد و هر جا مسكن كنيم، او هم سكنى يابد.»
عرض كردم: اى رسول خدا، آيا مى‏توان بدون شناختن نام‏ها و نسب‏هايشان به آنان ايمان داشت؟ فرمود: «نه، اى سلمان.» عرضه داشتم: يا رسول اللَّه، چگونه به شناخت ايشان دست يابم در حالى‏كه تا حسين‏ عليه‌السلام ‏را شناخته‏ام؟ فرمود:
«پس از او، سيّدالعابدين علىّ‏بن‏الحسين ) عليه‌السلام ) است؛ سپس پسرش محمّدبن‏على (عليه‌السلام)، شكافنده‏ى علم اوّلين و آخرين از پيغمبران و رسولان؛ سپس (پسرش) جعفربن محمّد (عليه‌السلام)، زبان راست‏گوى خداوند؛ سپس (پسرش) موسى‏بن‏جعفر (عليه‌السلام)، آن فرونشاننده‏ى خشم خود در راه خداوند عزّ و جلّ ؛ سپس (پسرش) علىّ‏بن‏موسى، آن راضى به امر خدا (عليه‌السلام)؛ سپس (پسرش) محمّدبن‏على (عليه‌السلام)، آن برگزيده‏ى خلق خداوند؛ سپس (پسرش) علىّ‏بن‏محمّد، آن هدايت‏كننده به‏سوى خداوند؛ سپس حسن‏بن‏على (عليه‌السلام)، آن صامت امين سرّ خداوند؛ سپس پسرش محمّدبن‏الحسن هادى مهدى (عليه‌السلام)، آن بيانگر و به‏پادارنده‏ى حقّ خدا.»
آن‏گاه (رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) فرمودند: «اى سلمان، تو او را درك خواهى كرد و هر كس مانند تو باشد و نيز هر كه با معرفت راستين از او پيروى كند، او را درك خواهد كرد.»
سلمان گويد: پس خداى را (بسيار) شكر كردم. سپس گفتم: يا رسول اللَّه، آيا من تا عهد و زمان او خواهم بود؟ فرمود:
«اى سلمان، بخوان: «پس چون هنگام {انتقام} اوّل فرا رسد، بندگان سخت جنگ‏جوى خويش را بر شما برانگيزيم تا درون خانه‏هايتان را نيز جست‏وجو كنند و اين وعده حتماً تحقّق خواهد يافت. سپس بار ديگر شما را بر آن‏ها مسلّط گردانيم و به‏وسيله‏ى مال و فرزند مدد رسانيم و تعدادتان را افزايش دهيم» (إسراء، 6و7).» سلمان گويد: در اين هنگام، گريه و اشتياقم شدّت يافت. آن‏گاه عرض كردم: يا رسول اللَّه، آيا اين جريان در زمان شما خواهد بود؟ فرمود:
«آرى، سوگند به خداوندى كه مرا به حق فرستاد، در روزگار من و على و فاطمه و حسن و حسين و آن نُه (معصوم ديگر) و هر كسى كه از ماست (و با ما) و در راه ما ستم ديده است.
آرى، به خدا قسم اى سلمان ابليس و لشكريانش گرد آورده مى‏شوند و تمامى آنان‏كه ايمانشان ناب بوده و نيز همه‏ى كافران خالص آورده شوند تا از يك‏ديگر قصاص كشند و خون‏خواهى كنند و خداوندگار تو بر احدى ظلم نمى‏كند و تأويل اين آيه تحقّق مى‏يابد كه: «و مى‏خواهيم بر آنان‏كه در زمين مستضعف شدند منّت گذاريم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم و ايشان را در زمين مكنت و توان بخشيم و به فرعون و هامان و لشكريانشان آن‏چه را مى‏ترسيدند نشان دهيم».»
سلمان گويد: پس، از محضر رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم‏برخاستم؛ در حالى‏كه اهمّيّت نمى‏دهم كى به آغوش مرگ روم يا مرگ مرا در كام خود بركشد.»
بالاي صفحه
 
 
14- سوره مباركه حديد، آيه 18

«بدانيد كه البتّه خداوند زمين را پس از مردن آن، زنده خواهد كرد.»

تفسير آيه (1)

حضرت امام باقر عليه‌السلام ‏راجع به قول خداى عزّ و جلّ : «بدانيد كه البتّه خداوند زمين را پس از مردن آن زنده خواهد كرد» فرمودند:
«خداى عزّ و جلّ {زمين را} «پس از مردن آن» به‏وسيله‏ى حضرت قائم‏ عليه‌السلام زنده مى‏كند. (مردن زمين به) كفرورزيدن اهل آن است و كافر مرده است.»

تفسير آيه (2)

حضرت امام باقر عليه‌السلام راجع به فرموده‏ى خداى عزّ و جلّ :«بدانيد كه البتّه خداوند زمين را پس از مردن آن زنده خواهد كرد» فرمودند:
«منظور از مردن زمين كفرورزيدن اهل آن است و كافر مرده است. پس خداوند آن را به (ظهور) حضرت قائم‏ عليه‌السلام ‏زنده خواهد كرد كه در زمين عدالت مى‏نمايد. پس زمين را زنده مى‏سازد و اهل آن را پس از مرگشان زنده مى‏گرداند.»

تفسير آيه (3)

حضرت امام موسى‏بن‏جعفر عليه‌السلام ‏در مورد قول خداى عزّ و جلّ : «خداوند زمين را پس از مردن آن، زنده خواهد كرد» فرمودند:
«نه به‏وسيله‏ى باران؛ بلكه خداوند عزّ و جلّ مردانى برمى‏انگيزد. پس به خاطر برپايى و زنده‏شدن عدالت، زمين احيا مى‏گردد و همانا به‏پاداشتن حد (و رعايت مرز احكام الاهى) در آن از چهل روز بارش سودمندتر است.»
بالاي صفحه
 
 
15- سوره مباركه بينة، آيه 6

«و آن است دين و آيينِ (نوشتارهاى) استوار (و درست)»

تفسير آيه

حضرت امام صادق‏ عليه‌السلام درباره‏ى قول خداى عزّ و جلّ : «و آن است دين و آيينِ (نوشتارهاى) استوار (و درست)» فرمودند:
«(تنها و تنها) اين آيينِ حضرت قائم‏ عليه‌السلام ‏است.»
بالاي صفحه
 
 
امام عصر در آيين زرتشت
در آيين زرتشت «سُوشِيانْت» به عنوان منجى جهان ياد شده است. كلمه‏ى سُوشِيانْت كه در كتاب «اَوِستا» از او ياد شده است به معناى «سودرساننده» و «سودبخش» است. سوشيانت‏ها ياوران و نگاهبانان آيين مَزدِيَسْنا هستند كه هدفشان رستگارى و نجات مردم از جهل و نادانى و ظلم و ستم است و سوشيانت بزرگ به عنوان منجى كلّ جهان مى‏باشد.
«سپيده‏دم درآيد و جنبش بشر به‏سوى راستى روى كند. كى نجات‏دهنده «سوشيانت» بزرگ با گفتار پُر از حكمت خويش به مراد رسد. كدام‏اند كسانى كه «وهومن» به يارى آنان آيد؟»
بالاي صفحه
 
 
امام عصر در آيين يهوديت
كتاب «تورات»، سِفر پيدايش، باب هفدهم:
«20 و امّا در خصوص اسماعيل تو را اجابت فرمودم. اينك او را بركت داده، بارور گردانم و او را بسيار كثير گردانم. دوازده رئيس از وى پديد آيند و امّتى عظيم از وى به‏وجود آورم.»
در اين بيان، اشاره به 12 امام از نسل اسماعيل‏عليه السلام‏دارد كه امّتى عظيم از او به‏وجود مى‏آيد.
كتاب «مزامير داوود»، مزمور سى و هفتم:
« 11 و امّا حليمان وارث زمين خواهند شد و از فراوانىِ سلامتى متلذّذ خواهند گرديد...
18 خداوند روزهاى كاملان را مى‏داند و ميراث ايشان خواهد بود تا ابدالآباد.
34 منتظر خداوند باش و طريق او را نگاه دار تا تو را به وراثت زمين برافرازد. چون شريران منقطع شوند آن را خواهى ديد.»
كتاب «مزامير»، مزمور هفتاد و دوم، مزمور سليمان:
« 7 در زمان او صالحان خواهند شكفت و وفور سلامتى خواهد بود، مادامى كه ماه نيست نگردد. 8 و او حكم‏رانى خواهد كرد از دريا تا دريا و از نهر تا اقصاى جهان. 9 به حضور وى صحرانشينان گردن خواهند نهاد و دشمنان او خاك را خواهند ليسيد... 11 جميع سلاطين او را تعظيم خواهند كرد و جميع امّت‏ها او را بندگى خواهند نمود.»
در اين بخش اشاره‏ى بسيار روشن بر وجود آن مصلح جهان‏گشا دارد كه ويژگى‏هاى او در سخنان پيشوايان اسلام در نهايت دقّت و صراحت معيّن شده است.
در كتاب «اشعياى نبى» باب يازدهم گويد:
« 6 و گرگ با برّه سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير و پروارى با هم و طفل كوچك آن‏ها را خواهد راند. 7 و گاو با خرس خواهد چريد و بچّه‏هاى آن‏ها با هم خواهند خوابيد و شير مثل گاو، كاه خواهد خورد. 8 و طفل شيرخواره بر سوراخ مارى بازى كند و طفل از شير بازداشته شده دست خود را بر خانه‏ى افعى خواهد گذاشت. 9 و در تمامى كوه مقدّس من ضرر و فسادى نخواهند كرد؛ زيرا كه جهان از معرفت خداوندى پُر خواهد بود مثل آب‏هايى كه دريا را مى‏پوشاند.»
بشارتى است اميدبخش از آينده‏ى روشن و امنيّتى فراگير كه طبيعت پرخاشگر با انسان هم‏آواز مى‏شود و انسان‏هاى بى‏آيين جملگى خداشناس خواهند شد و در زمين از بت‏پرستى و بى‏آيينى نشانى نخواهد ماند.
كتاب «دانيال نبى»، باب دوازدهم گويد:
« 2 و بسيارى از آنان كه در خاك زمين خوابيده‏اند بيدار خواهند شد؛ امّا اينان به جهت جاودانى و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانى. 3 و حكيمان مثل روشنايى افلاك خواهند درخشيد و آنانى كه بسيارى را به راه عدالت رهبرى مى‏نمايند، مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالآباد.»
اشاراتى است بر موضوع رجعت كه برخى از مؤمنان و برخى از شروران زشت‏سيرت، پس از ظهور امام زمان‏عليه السلام‏به دنيا باز مى‏گردند و هر يك نتيجه‏ى كارهاى نيكو و زشت خود را مى‏بينند و اين بشارت ربطى به قيامت ندارد؛ چرا كه مى‏گويد: «بسيارى از آنان كه در خاك زمين خوابيده‏اند، بيدار شوند»؛ ولى در قيامت همه‏ى آنان كه در خاك زمين خفته‏اند، برانگيخته مى‏شوند؛ امّا در رجعت گروهى برانگيخته مى‏گردند.
بالاي صفحه
 
 
امام عصر در آيين مسيحيت
كتاب «انجيل متّى»، باب 24:
« 36 امّا از آن روز و ساعت هيچ كس اطّلاع ندارد، حتّى ملائكه‏ى آسمان جز پدرِ من و بس... 43 ليكن اين را بدانيد كه اگر صاحب‏خانه مى‏دانست در چه پاس از شب دزد مى‏آيد، بيدار مى‏ماند و نمى‏گذاشت كه به خانه‏اش نقب زند. 44 لهذا شما نيز حاضر باشيد؛ زيرا در ساعتى كه گمان نبريد پسر انسان مى‏آيد. »
فراز بسيار روشن و دور از ابهام، اشاراتى به آن موعود جهان دارد كه عيسى‏عليه السلام‏در ركاب او از آسمان فرود مى‏آيد و همان‏گونه كه در بشارات اسلامى داريم زمان ظهور نامعلوم است و هيچ كس جز خداى متعال زمان آن را نمى‏داند و هنگامه‏ى برپايى آن ناگهانى است و چون حضرتش بيايد بر سراسر گيتى و جهان هستى حكومت مى‏راند.
كتاب «انجيل مرقس»، باب سيزدهم:
« 32 ولى از آن روز و ساعت غير از پدر هيچ كس اطّلاع ندارد؛ نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. 33 پس برحذر و بيدار شده دعا كنيد؛ زيرا نمى‏دانيد كه آن وقت كى مى‏شود...
35 پس بيدار باشيد؛ زيرا نمى‏دانيد كه در چه وقت صاحب‏خانه مى‏آيد. در شام يا نصف‏شب يا بانگ خروس يا صبح. 36 مبادا ناگهان آمده و شما را خفته يابد. 37 امّا آن‏چه به شما مى‏گويم به همه مى‏گويم بيدار باشيد!»
مطلب اوّل امر بر دعاى فرج است كه حضرت عيسى‏عليه السلام‏همه را فرمان به دعا براى فرج حضرتش مى‏دهند. مطلب دوم، مشخّص‏نبودن زمان ظهور است؛ به‏طورى كه حتّى حضرت عيسىعليه السلام‏نيز نمى‏داند. در روايات اسلامى وارد شده كه زمان ظهور را جز خداى متعال كسى نمى‏داند و امر ظهور در يك شب اصلاح مى‏شود.
كتاب «انجيل لوقا»، باب دوازدهم:
« 36 و شما مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خود را مى‏كشند كه چه وقت از عروسى مراجعت كند تا هر وقت آيد و در بكوبد بى‏درنگ براى او باز كنند. 37 خوشا به حال آن غلامان كه آقاى ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد. 38 و اگر در پاس دوم يا سِيّم از شب بيايد و ايشان را چنين يابد، خوشا به حال آن غلامان... 44 هر آينه به شما مى‏گويم كه او را بر همه‏ى مايملك خود خواهد گماشت. 45 ليكن اگر آن غلام در خاطر خود گويد: آمدن آقا به طول مى‏انجامد و به زدن غلامان و كنيزان و به خوردن و نوشيدن و مى‏گساريدن شروع كند، 46 هر آينه مولاى آن غلام آيد در روزى كه اراده‏ى مولاى خويش را دانست و خود را مهيّا نساخت تا به اراده‏ى او عمل نمايد تازيانه‏ى بسيار خواهد خورد.»
بالاي صفحه