![]() |
|
| گذشتهي دنيا |
بشر از آغاز خلقت، همواره درد و رنج كشيده و با ستم و بيعدالتي هم آغوش بودهاست. گذشته تاريخ نشان ميدهد كه استثمار و استعمار، ظلم و جهل، فقر و محروميت، فتنهها و ابتلائات، تبعيضات و نابهسامانيها، همراهان دائمي انسانها بودهاند. اغواگري و وسوسههاي شيطاني در اين ميدان هم سهم خويش را به خوبي ايفاكرده و به اين مشكلات و بلايا و نامردميها، چهرهاي زشتتر و جنايتبارتر داده و سبب گرديدهاست تا لذات زندگي مادي بر آدميان حرام شود. |
در ميان اسناد گذشته، كمتر برگي را مييابيم كه نشان دهد روزي انسان، اين گل سرسبد آفرينش، در چنگال ظلم و ناامني اسير نبوده و زير فشار اين همه تباهي به زانو در نيامدهباشد؛ گويي آلام و رنجها و مشقتها و بدبختيها، يكي از شالودههاي اصلي صحنههاي زندگي اين اشرف موجودات بودهاست و ستمگران و جباراني همچون فرعون، چنگيز و حجاج، مسؤول بر پايي و كارگرداني اين صحنهها. |
يك صفحه از گذشته سياه و تاريك تاريخ، فرمان ظالمانهاي است كه فرعون بر اساس خوابي كه ديده است صادر ميكند. بر مبناي اين دستور و براي حفظ و بقاي حكومت فرعون، هيچ نوزاد پسري بيش از چند لحظه - كه كشتن او وقت ميگرفت - مهلت زندگي نداشت و اين گوشهاي از جنايات اين فرمانرواي ستمگر است كه بر بني اسرائيل روا شد و هزاران كودك بيگناه به دست جلادان به قتل رسيدند. |
صفحه ديگر تاريخ، شمار كشتهشدگان حجاجبن يوسف ثقفي است كه به غير از جنگها، بالغ بر صدوبيستهزار تن است و شمار زندانيان او به هشتادهزار نفر ميرسد! |
آري، دوران گذشته، دوران ناكامي انسان و بشريت فراموششده و انسانهاي مظلوم و انسانيتهاي بر بادرفته است و تاريخ، كمتر گذشتهاي را ميشناسد كه در آن از ظلم و نا امني و تجاوز و بيعدالتي خبري نباشد. |
دوران معاصر |
آنچه مرور شد از تاريخ كهن بود؛ اما دوران كنوني: گذشت زمان، از ساليان بسيار دور تا به حال، نه تنها روال جديدي به خود نگرفتهاست، بلكه آمار و ارقام جنگ و جنايتها، ظلم و ستمها، فقر و تبعيضها و ... روز به روز بالاتر رفته و شدت بيشتري گرفتهاست و از كاهش درد و رنج و بدبختي آدمي خبري نيست. |
انسان روزگار كنوني نيز - هنوز كه هنوز است - بيش از هر زمان ديگر، قرباني ظلم و بيعدالتي و تجاوز همنوعان خويش قرار ميگيرد ... |
اهريمن، اكنون بر فرزندان آدم بيش از هر دوره ديگر هجوم آورده و در لغزاندن او از صراط مستقيم جسارت بيشتري يافته است ... |
متأسفانه با همه پيشرفتهاي شگرف و دگرگونيهاي قابل توجه علمي و فرهنگي بشر، تاريخ معاصر، خبر شاديآور فراواني ندارد، بلكه هم چون گذشته با ناراحتي عميقي حرف ميزند و از دست سازمانهاي بينالمللي نيز كاري بر نميآيد. |
انسان دوره معاصر از تمامي نابهسامانيهاي گذشته در مقياسي گستردهتر رنج ميبرد. هنوز جنگ جهاني اول با بيش از بيستميليون كشته و زخمي به پايان نرسيده است كه جنگ جهاني دوم، هفتادميليون انسان را در كام مرگ فرو ميبرد. بمباران هيروشيما و نظاير آن، جمع كثيري را از نعمت حيات محروم ميدارد. بريتانيا در اشغال چين بيستميليون تن و فرانسه در اشغال الجزاير بيش از دوميليون و جنگ ميان دو ويتنام، حدود دوازدهميليون كشته و زخمي به جاي ميگذارد. اين، تنها گوشهاي از انبوه ناملايماتي است كه بر انسانها باريدهاست. |
چه بسيار ملتهايي كه در برابر چشم و گوش جهانيان، با استعمار و استثمار و آوارگي و ناكامي دست به گريباناند! سلاحهاي كشنده و بمببارانهاي ويرانگر و جنگ و ستيزها در نبردهاي كنوني، آماري ميليوني و سرسام آور را به خود اختصاص ميدهد و دنيا را در نظر آدمي تيره و تار ميسازد. مقدار بمبهاي هيدروژني و اتمي و ... كه بشر امروز در دست دارد براي دهها بار ويران ساختن تمامي زمين كافي است! معلوم نيست اين همه تسليحات اتمي و شيميايي و گازهاي عصبي كشنده و بمبهاي نوتروني، موشكهاي قارهپيما و كشتيها و زير درياييها و هواپيماهاي جنگي و ... براي كه ساخته ميشود و براي چه هدفي به كار گرفته خواهد شد؟! آيا نه براي زيرورو كردن زندگي اين انسان رنجديده و از بين بردن هستي او؟! |
اغلب نظامهاي حاكم بر جهان، به جاي سعادت و آسايش، تحفه فلاكت و تباهي را براي انسانها به ارمغان آوردهاند و بيش از هر دوران ديگر، او را به افسردگي، پوچي، سرخوردگي و بنبست رساندهاند. |
از اين رو، انسان روي زمين، اكنون در حسرت و تبعيض، در اندوه و ماتم، در بيچارگي و اظطراب، در فقر و تنگدستي دست و پا ميزند و ميبينيم كه گذشت اعصار و قرون، گلي تازه بر سر او نزدهاست و به هر حال، با بودن چنين اوضاع و گزارشهاي دردناك، جامعه انساني نميتواند به آينده اميدوار و خوشبين باشد و در رسيدن به خوشبختي واقعي و زندگي ايدهآل و مطلوب، دچار نااميدي نشود. |
اينك، اين انسان رنجديده - كه رفته رفته در طول تاريخ، آسايش زندگي مادي را از دست داده است - زندگي معنوي و اخلاقياش هم دچار تزلزل و نابه ساماني گرديده و آرامش روحي خود را هم گم كردهاست. نمونههاي زير برخي نشانههاي دوران ماست كه اكنون در روي كره زمين كم و بيش مشاهده ميشود: |
اسلام غريب ميشود؛ چنان كه در اول غريب بود. از دين و حق، جز اسمي نميماند. مؤمن در نگهداري دينش، مانند كسي است كه اخگر آتش در كف خويش گرفته باشد. |
مردمان دين را به دنيا بفروشند. دين آنان، درهمشان و همت آنها، شكمشان و قبله ايشان، زنانشان گردند؛ براي نان خم ميشوند و در برابر درهم سجده آرند. پروايي نيست كه از كجا شكم خود را سير كنند. همتها تنها شكم و شهوت باشد. |
قرآن، مهجور و متروك گردد؛ اما ظاهر آن را بيارايند. شنيدن قرآن بر مردم سنگين و شنيدن باطل آسان آيد. كتاب خدا را بر غير حق تاويلكنند. احكام خدا تعطيل شود. حلالِ حق، حرام و حرامِ وي، حلال گردد. بدعت، سنت شود و سنت، بدعت. بديها و منكرات را ظاهر و امر بدان كنند؛ و خوبيها را ترك و از آن نهيكنند. |
بازار ريا، قساوت، پيروي از هواها، اتحاد بر ضد دين، بيآزرمي و بيادبي پير و جوان، رواجيابد. ربح و سود تجارت كمشود؛ چنان كه اين يكي گويد: چيزي نفروختم و ديگري بگويد: سودي نكردم. از مال حرام اجتناب نكنند. |
ربا را حلال شمارند. تجّارشان بر ربا كاركنند. كمفروشي رايج شود. هر صاحب صنعتي در صنعت خود دروغگو باشد. دنيا را بر آخرت مقدمدارند. |
عالم نزد مردم، پست، و فاسق مورد احترام باشد. مؤمن تحقير شود و فاسق، توقير. اشرار بر اخيار مسلطشوند. |
پرده حيا دريده شود. قطع رحم كنند. دنيا هم با آنان اقبال كند. فرزندان به پدران و مادران جفا كنند و به رفيقان نيكي. همسايه به همسايه جفا كند. اندامها و هيكلها، آدميگون باشد؛ اما دلها، دلهاي شياطين. |
نماز و عبادات را سبكشمارند و زكات ندهند. اغنيا براي گردش و ميانحالان براي تجارت و فقرا براي ريا به حج روند. |
مردان، به جامه زنان و زنان به جامه مردان درآيند. زنان به كار مشغول شوند و با شوهران در كسب و تجارت شركتكنند. |
واي از پادشاهان جبار و ستمگر! رياست براي متاع دنيا طلب شود و رشوه، رايج گردد. |
بر خلاف حق و امر خدا داوريشود. شهادتِ دروغ قبولگردد. دروغگو تصديق و حدود و احكام الاهي تعطيلگردد. فسق، ظاهر و فاسق، ستايششود. صاحبان مال و ثروت را بزرگشمارند. |
مسكرات، قمار، زنا، غنا، طرب، لهو و دروغ و گناهان بزرگ رايج و ظاهر شود. جور و تعدي، عمومي و هرج و مرج، قتل و خونريزي، تفرقه و اختلاف، بي عفتي و بي غيرتي، دورويي و چاپلوسي، خوشظاهري و بد باطني، سخنچيني و كبر، حسد و حرص و بخل و دنائت زياد شود. وفا به عهد و پيمان و اخوت و برادري در راه خدا نقصان گيرد. |
آيات الاهي در زمين و آسمان ظاهر شود؛ اما هيچ اثري در كسي نداشتهباشد و در يك سخن: اسلام غريب ميشود؛ چنان كه در آغاز غريب بود ... |
آثاري كه در اين غرفه مشاهده ميشود منابعي مفيد براي مروري بيشتر بر گذشته دنيا و دوران معاصر است. |